اسپانسر نداشتیم
نمیدانم شخصیت این هفته را چطور معرفی کنم. بگویم کتابفروشی دارد یا اینکه مولف کتاب است و کار نویسندگی هم میکند. شاید بگویید خب! اینها چه ربطی به صفحهی ورزش دارد. اما ناگفته نماند که فرد 48 سالهی کرمانی الاصل ما کوهنورد هم هست. رسول زندی به همراه هفت نفر دیگر از رفقا به تازگی (جمعه هفته قبل ) توانستهاند به مدت تنها ده روز دو تا از قلل اورست( بیس کمپ 5200 متر و کالاپاتار 5600 متر) را فتح کنند زندی تا به حال 3 کتاب را هم پیرامون جغرافیای کرمان و طبیعت آن با خرج و مخارج خودش تالیف کرده. دو روز پس از بازگشت آنها از بلندترین قلهی جهان قرار مصاحبه در کتاب فروشی زندی(که حال و هوای دانشجویی داشت) گذاشته شد. گفتگوی 3 ساعته ما با وی در زیر میآید:
- آقای زندی شما سرپرست گروهی بودید که برای اولین بار از کرمان به اورست رفتند و دو تا از قلههای معروف آن را فتح کردند بگویید اصلا چی شد که به فکر فتح این قلهها افتادید؟
تابستان سال قبل با همین گروه به اضافهی چند نفر دیگر از بچههای کوهنورد کرمانی برای فتح یکی از قلههای ارمنستان رفته بودیم و در همانجا بود که با توجه به پتانسیل بچهها طرح این سفر ریخته شد.
- آیا این هشت نفر توسط شما که سرپرست گروه بودید انتخاب شدند یا توسط هیات کوهنوردی استان؟
جالب است بدانید این سفر کاملا دوستانه بود و بحث انتخابی نداشت.
- پس با این حساب هزینهها را چطور متحمل شدید؟
هزینهها هم کاملا شخصی بود و هیچ ارگان و هیات و ادارهای حتی یک ریالی کمک نکردند.
- پس از اینکه عدم حمایتهای مالی را دیدید چرا اسپانسر نگرفتید؟
متاسفانه مدت اعزاممان کم بود و وقت برای جذب اسپانسر نداشتیم اما با این حال با 2-3 جا صحبت کردیم که گفتند چون نزدیک عید است نمیتوانیم و اگر اماهای همیشگی .... هر چند اگر میخواستند وقت بود که اسپانسر اولین گروه کرمانی اعزام به اورست شوند. ولی نخواستند. در ضمن دو تا از بچهها وام گرفتند و به عشق اورست در این برنامه شرکت کردند.
- نکتهای که در این حین جالب به نظر میرسد این است که شما تنها در 10 روز این دو قله را فتح کردید آیا برنامهی خاصی داشتید؟
- ما در این سفر با کمبود وقت مواجه بودیم در همین حال در سفر دو تا از کوله پشتیهای بچهها در هواپیما گم شد که یک روز هم این مشکل کارمان را عقب انداخت و در کل مجبور بودیم به خاطر اینکه بلیط برگشت گرفته بودیم فشار بیشتری بیاوریم و صعود را با فشرده انجام دهیم .
- ردهی سنی اعضای تقریبا چقدر بود؟
دو نفر از بچهها 30 و 35 ساله بودند 4 نفر بالای 40-45 سال و دو نفر 58 ساله داشتیم.
- با این حساب آیا بچهها تحمل این فشارها را داشتند؟
بالاخره فکر میکنم 58 سال سنی نباشد که بخواهیم فشار زیادی را متحمل شویم بچهها تحمل این کار را داشتند ولی در خیلی از موارد به خاطر ارتفاع زدگی حال تهوع داشتند و یکی از بچهها هم با کم بینایی مواجهه شد و برخی هم سرگیجه میگرفتند گفتنی است روز به روز به خاطر همان کمبود وقت مجبور بودیم فشار مضاعف بیاوریم و روز به روز هم توانمان کمتر می شد، و به خاطر همان کمبود وقت بود که از ارتفاع 3500 متری مستقیم به 5100 متر صعود کردیم و در 4500 متری اقامت نداشتیم و ارتفاع زدگی هم به خاطر همین موضوع بود.
- با این حال کمبود وقت اساسیترین مشکل شما بوده خب چرا مدت سفر را طولانی نکردید؟
در اینکه این (کمبود وقت) تنها و اساسیترین مشکل ما بود شکی نیست، اما چرا اینکه مدت سفر را طولانی تر نکردیم باید بگویم که برخی از بچهها کارمند بودند و اداره هم مرخصی نمیداد.
- اما با این تفاسیر نکتهای که جالب به نظر میرسید این بود که شما دو قله را در یک روز فتح کردید آیا باز هم به خاطر کمبود وقت بود یا برنامهی خاصی داشتید؟
این موضوع نه تنها باری ما و شما جالب بود بلکه برای تمام تیمهای خارجی که در آنجا اردو داشتند جالب بود این دو قله را تا به حال هیچ گروهی در یک روز فتح نکرده بودند و ما رکورد ژاپن را هم زدیم اما به اضافهی برنامهای که داشتیم کمبود وقت هم جدا از این موضوع نبود.
- با توجه به سردی هوا و مشکلات جوی روزی چند ساعت پیادهروی و کوهنوردی میکردید؟
ابتدا مابایست 320 کیلومتر را پیادهروی کنیم و بعد به کنار قله میرسیدیم. باید عرض کنم که یک آدم معمولی در یک خیابان صاف در ساعت 6 کیلومتر را پیادهروی میکند. اما ما با توجه به پستی و بلندیها و جادههای خطرناک کوهستانی در ساعت 4 کیلومتر را میرفتیم.
- شنیدیم که دو فرزند هم دارید که اسم دو کوه معروف را رویشان گذاشتید؟
( با خنده) بلکه یکی البرز و دیگری الوند است که هر دوتاشان را هم فتح کردهام.
- تا به حال کدام قلل را فتح کردهاید؟
اکثر کوههای کشور را فتح کردهام برای مثال دماوند را از چهار جبهه، علم کوه، سبلان، زردکوه، بینالود، الوند، اکثر قلل البرز، آرارات ترکیه؛ اراگاس ارمنستان، ویس کمپ و کالاپاتار اورست
- راستی وقتی بچهها برای اولین بار اورست را از نزدیک دیدند چه حالی شدند؟
با توجه به تمام مشکلاتی که داشتیم زمانی که بچهها برای اولین چیزی را دیدند که هر کوهنوردی آرزوی دیدنش را از نزدیک دارد تنها گریه میکردند و حال و هوای عجیبی اردو را فرا گرفته بود و باید بگویم که تنها همین عشق و همین انگیزه بود که بچه ها با این سن و سال با این مشکلات کنار آمدند. بالاخره هر چه باشد میگویند اورست کعبهی کوهنوردان است.
- به عنوان یک جغرافیدان و کوهنورد حرفهای، آیندهی کوهنوردی استان را چگونه میبینید؟
کرمان 1750 متر از سطح دریا فاصله دارد و بعد از البرز بیشترین ارتفاعات را دارد و در کل بچههای کرمانی با ارتفاعات درگیری دارند و با این حساب آیندهای درخشانتر از سالهای قبل را در پیش داریم، هر چند دو سال پیاپی هیات کوهنوردی استان، هیات برتر فدراسیون شناخته شده و در سنگ نوردی و صخرهنوردی هم در کشور حرف اول را میزنیم ناگفته نماند کوهنوردان کرمانی منسجمترین گروهإهای کوهنوردی کشور هم هستند
- صحبت خاصی مانده است؟
امیدوارم مسوولین جدید تربیت بدنی استان که اکثر ورزشکاران نسبت به آنها خوش بین هستند به این ورزش که مال تمام مردم هست بهای بیشتری بدهند و از اصحاب رسانه هم میخواهم که نه به خاطر شهرت و محبوبیت ما بلکه برای انگیزهی جوانان به این ورزش سالم حامی این رشتهی ورزشی باشند.